تبليغاتX
دوستان صمیمی


دوستان صمیمی

گویند خدا همیشه با ماست ای غم نکند خدا تو باشی

 

و بعد از رفتنت

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفری صدا کردم

تمام شب را برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

 

تو را از بین گلهایی که در تنهاییم رویید . با حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ آبی ترین تمنای دلم گفتی

:

دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

همین بود اخرین حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگینت

حریم چشمهایم را بر روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

نمی دانم چرا رفتی؟

نمی دانم چرا ! شاید خطا کردم

تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم تا کجا ! تا کی ! برای چه ؟

 

ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه بارید

 

و بعد از رفتنت یک قلب رویایی ترک برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

و گنجشککی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر میداشت تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد

 

و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایش خیس باران بود

و بعد از رفتن تو انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت. کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دریاچه بغض کرد

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را عبور خود نخواهی برد

 

هنوز آشفته چشمان شیدای و زیبای توام

برگرد

 

برگرد

و ببین که سرنوشت انتظار من تنها چه خواهد شد

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت پنجره آرام و زیبا گفت

:

تو هم در پاسخ بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در حالتی مابین اشک و حسرت و تردید

 

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

میان غضه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمی دانم چرا ؟ شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم


 

نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 22:10 توسط ستاره| |

 

زاهدی یک سال تمام روزه گرفت و هر هفته تنها یک بار غذا خورد. پس از این ریاضت، از درگاه خداوند خواست که معنای حقیقی یک بند از کتاب مقدس را به او بنمایاند.

هیچ پاسخی نگرفت.

به خود گفت: چه وقت تلف کردنی!این همه از خود گذشتگی کردم؛ و خداوند حتی پاسخم را نداد...بهتر است از این منطقه بروم و راهبی را بیابم که معنای این بند را بداند.

در همان لحظه فرشته ای ظاهر شد و گفت:

این دوازده ماه روزه داری، فقط برای این بود که به خودت بقبولانی که بهتر از دیگرانی؛ و خداوند به انسانی مغرور پاسخ نمی دهد. اما وقتی فروتن شدی و از دیگران کمک خواستی، خداوند مرا فرستاد.

و سپس آنچه را می خواست بداند، برایش توضیح داد.

 منبع:http://go-go.blogsky.com

نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 22:7 توسط ستاره| |

 

دانلود کتاب : آموزش ساده مدیتیشن

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 13:20 توسط ستاره| |

سلام

به نظرتون این وبلاگ چی جوریه؟

دوست دارید در چه زمینه هایی مطلب بزارم؟

نظرتون در مورد بیخیال شدن این وبلاگ چیه؟

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 13:12 توسط ستاره| |

راز خوشبختي

تاجري پسرش را براي آموختن «راز خوشبختي» نزد خردمندي فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اينكه سرانجام به قصري زيبا بر فراز قله كوهي رسيد. مرد خردمندي كه او در جستجويش بود آنجا زندگي مي‌كرد.

به جاي اينكه با يك مرد مقدس روبه رو شود وارد تالاري شد كه جنب و جوش بسياري در آن به چشم مي‌خورد، فروشندگان وارد و خارج مي‌شدند، مردم در گوشه‌اي گفتگو مي‌كردند، اركستر كوچكي موسيقي لطيفي مي‌نواخت و روي يك ميز انواع و اقسام خوراكي‌ها لذيذ چيده شده بود. خردمند با اين و آن در گفتگو بود و جوان ناچار شد دو ساعت صبر كند تا نوبتش فرا رسد.

خردمند با دقت به سخنان مرد جوان كه دليل ملاقاتش را توضيح مي‌داد گوش كرد اما به او گفت كه فعلأ وقت ندارد كه «راز خوشبختي» را برايش فاش كند. پس به او پيشنهاد كرد كه گردشي در قصر بكند و حدود دو ساعت ديگر به نزد او بازگردد.

مرد خردمند اضافه كرد: اما از شما خواهشي دارم. آنگاه يك قاشق كوچك به دست پسر جوان داد و دو قطره روغن در آن ريخت و گفت: در تمام مدت گردش اين قشق را در دست داشته باشيد و كاري كنيد كه روغن آن نريزد.

مرد جوان شروع كرد به بالا و پايين كردن پله‌ها، در حاليكه چشم از قاشق بر نمي‌داشت. دو ساعت بعد نزد خردمند بازگشت.

مرد خردمند از او پرسيد:«آيا فرش‌هاي ايراني اتاق نهارخوري را ديديد؟ آيا باغي كه استاد باغبان ده سال صرف آراستن آن كرده است ديديد؟ آيا اسناد و مدارك ارزشمند مرا كه روي پوست آهو نگاشته شده ديديد؟»

جوان با شرمساري اعتراف كرد كه هيچ چيز نديده، تنها فكر او اين بوده كه قطرات روغني را كه خردمند به او سپرده بود حفظ كند.

خردمند گفت: «خب، پس برگرد و شگفتي‌هاي دنياي من را بشناس. آدم نمي‌تواند به كسي اعتماد كند، مگر اينكه خانه‌اي را كه در آن سكونت دارد بشناسد.»

مرد جوان اين‌بار به گردش در كاخ پرداخت، در حاليكه همچنان قاشق را به دست داشت، با دقت و توجه كامل آثار هنري را كه زينت بخش ديوارها و سقف‌ها بود مي‌نگريست. او باغ‌ها را ديد و كوهستان‌هاي اطراف را، ظرافت گل‌ها و دقتي را كه در نصب آثار هنري در جاي مطلوب به كار رفته بود تحسين كرد. وقتي به نزد خردمند بازگشت همه چيز را با جزئيات براي او توصيف كرد.

خردمند پرسيد: «پس آن دو قطره روغني را كه به تو سپردم كجاست؟»

مرد جوان قاشق را نگاه كرد و متوجه شد كه آنها را ريخته است.

آن وقت مرد خردمند به او گفت:

«راز خوشبختي اين است كه همه شگفتي‌هاي جهان را بنگري بدون اينكه دو قطره روغن داخل قاشق را فراموش كني»

 

بر گرفته از كتاب كيمياگر، نوشته پائولو كوئيلو

نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 0:12 توسط ستاره| |

 

آهنگ جدید و زیبای حمید طالب زاده به نام مگه نه! با دو کیفیت



برای دانلود اهنگ روی ادامه مطلب کلیک کنید

Mp3 128

Mage Na



Ogg 64

Mage Na
 
***********************
نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 15:54 توسط ستاره| |

فرهنگ آشتی: حتما شما هم شنيده‌ايد که مى‌گويند فلانى امروز از دنده چپ بلند شده است. هيچ مى‌دانيد وضعيت خواب شما در هنگام شب مى‌تواند بيانگر شخصيت شما باشد؟ مطالعات اخير دانشمندان نشان داده است که به‌طور کلى شش حالت براى خواب وجود دارد که هر کدام از اين حالات بيانگر نوعى از شخصيت اشخاص است…‌

همان‌طور که اشاره شد دانشمندان بر اين باور هستند که افراد شب‌ها به 6 حالت متفاوت مى‌خوابند و اين حالات متفاوت مى‌تواند نشانه‌هايى از شخصيت آنها باشد. به گزارش بى بى سى همه ما از زبان بدن خود هنگام بيدارى آگاهى داريم. اما در حال حاضر با تحقيقاتى که انجام شده است ما مى‌توانيم ببينيم ضمير ناخودآگاه ما چه چيزهايى را در موردمان مى‌گويد.درهمين رابطه در اين مقوله به شش نوع روش به خواب رفتن و اينکه هر کدام چه بعدى از شخصيت ما را نشان مى‌دهد، مى‌پردازيم.‌

خوابيدن به حالت جنينى‌

کسانى که به حالت جنينى مى‌خوابند، به عبارتى به پهلو مى‌خوابند و پاهايشان را در شکم خود جمع مى‌کنند در حالى که دست‌هايشان روى هم و در جلوى صورتشان قرار دارد، معمولا از جمله اشخاصى هستند که بسيار حساس‌اند. آنها ممکن است در ابتدا که با ديگران ملاقات مى‌کنند خيلى خجالتى به نظر برسند اما به زودى با ديگران ارتباط برقرار مى‌کنند. اين وضعيت خواب در ميان اشخاص مختلف بسيار متداول است و در زنان نسبت به مردان دو برابر افزايش مى‌يابد.‌

‌ خوابيدن به حالت صاف‌

اغلب کسانى که به پهلو و حالت صاف مى‌خوابند و دست‌هايشان نيز به حالت صاف در کنارشان قرار دارد، افرادى اجتماعى هستند که خيلى زود به غريبه‌ها اطمينان مى‌کنند اگرچه ممکن است گول بخورند.‌

خوابيدن به حالت نيمه‌خميده‌

کسانى که به پهلو مى‌خوابند در حالتى که تنه‌شان کمى ‌به سمت جلو خم شده و دست‌هايشان هم کشيده و در جلوى صورت‌شان قرار دارد، به‌طور معمول آدم‌هاى رک و در عين حال شکاک و عيب جو نيز هستند. آنها خيلى دير تصميم مى‌گيرند اما وقتى تصميم گرفتند، هرگز آن را عوض نمى‌کنند.‌

‌ خوابيدن به حالت طاق‌باز‌

کسانى که به پشت مى‌خوابند در حالى که دست‌هايشان در کنارشان قرار دارد اغلب اشخاصى آرام و محتاط هستند. آنها هياهو و سروصدا را دوست ندارند اما استاندارد‌هاى بالايى را براى خود و ديگران تعيين ميکنند.‌

‌ خوابيدن روى شکم‌

معمولا کسانى که به حالت دمر مى‌خوابند، دست‌هايشان هم روى بالش است و سرشان به يک طرف قرار دارد، از جمله اشخاصى هستند که اغلب اجتماعي، بى‌پروا و گاهى پررو هستند. آنها از انتقاد خوش‌شان نمى‌آيد و افراط را دوست ندارند.‌

‌ خوابيدن به پشت‌
کسانى که به حالت طاق‌باز مى‌خوابند و دست‌هايشان را روى بالش مى‌گذارند، به‌طور معمول دوستان خوبى براى خود پيدا مى‌کنند، زيرا آنها هميشه آماده شنيدن حرف‌هاى ديگران هستند و درصورت نياز به آنها کمک مى‌کنند.در اين تحقيقات همچنين مشخص شد که‌ اين شش حالت خواب بر سلامت اشخاص نيز تاثير مى‌گذارد. به عنوان مثال خوابيدن به حالت دمر در حالى که دست‌ها روى بالش قرار دارد، براى گوارش مفيد است. در حالى که طاق‌باز خوابيدن به حالتى که دست‌ها روى بالش قرار داشته باشد يا در کنار بدن باشد موجب خرخر کردن و خواب بد شبانه مى‌شود. خوابيدن به پهلوى چپ نيز موجب استرس بيشتر اندام‌هاى درونى از جمله کبد و ريه‌ها مى‌شود. طاق‌باز خوابيدن به حالت صاف نيز موجب فراهم شدن فضاى بيشترى براى تنفس اندام‌هاى درونى شما مى‌شود و وقتى شما از خواب بيدار مى‌شويد احساس بهترى خواهيد داشت.گفتنى است از آنجايى که وضعيت خواب بيشتر اشخاص در طول شب تغيير نمى‌کند، بنابراين نحوه خواب آنها مى‌تواند مسايل بسيارى را در خصوص شخصيت آنها بگويد.‌

نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 21:32 توسط ستاره| |

 

هر کسی دوتاست . و خدا یکی بود . و یکی چگونه می توانست باشد ؟

 هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست . و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .

عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند . خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد . و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد . و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد . و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .

 و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور . اما کسی نداشت ... و خدا آفریدگار بود چگونه می توانست نیافریند .

زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ... و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود . و با نبودن چگونه توانستن بود ؟ و خدا بود و با او عدم بود . و عدم گوش نداشت . حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم . و حرفهایی است برای نگفتن ... حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند . و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...

و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت . درونش از آنها سرشار بود .

و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟ و خدا بود و عدم . جز خدا هیچ نبود ...

در نبودن ، نتوانستن بود . با نبودن نتوان بودن . و خدا تنها بود ...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 0:34 توسط ستاره| |

 

گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم ، آرام برایت بگویم و بگریم ، در آن لحظات
شانه های تو کجا بود ؟
گفت: عزیز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی ، من آنی
خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی . من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم

گفتم : پس چرا راضی
شدی من برای آن همه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟
گفت : عزیزتر از هر چه هست ، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند ،
اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان ،
چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود .

گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی ؟
گفت : بارها صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی ، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیز
از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید .

گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی ؟

گفت : روزیت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ، پناهت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ،

بارها گل برایت فرستادم ، کلامی نگفتی ، می خواستم برایم بگویی آخر تو بنده ی من بودی

چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها
اینگونه شد که صدایم کردی .
گفتم : پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی ؟

گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم ، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر ، من اگر می دانستم تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار می کنی همان بار اول شفایت می دادم .
گفتم : مهربانترین خدا ، دوست دارمت ...
گفت : عزیز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت
نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 1:6 توسط ستاره| |

خدايا

تو با دوستانت از همه انس گيرنده تری

برطرف کننده نياز توکل کنندگانی

بر اسرار پنهانشان آگاه

وبه آنچه در دل دارندآشنايی

واز ديدگاه های آنان باخبری

رازشان نزد تو آشکارا

ودلهايشان در حسرت ديدار تو داغدار است.

اگر تنهايی و غربت به وحشتشان اندازد،

ياد تو آرامشان ميکند

اگر مصيبتها بر آنان فرود آيد،

بر تو پناه می برند و روی به درگاه تو دارند؛

زيرا ميدانند سررشته کارها به دست توست وهمه کارها از خواست تو نشأت ميگيرد

 

منبع:http://www.cheaplylove.blogfa.ir/

نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 0:32 توسط ستاره| |

مقدمه: سلامتی و خوشبختی از دیرباز آرزوی تمامی انسانها بوده است. برای رسیدن به آنها بشر دست به هر کاری زده و راههای مختلفی را پیموده است. گروهی توانسته اند به آرزوهای خود دست یابند و برخی نیز هیچگاه طعم شیرین خوشبختی را نچشیده اند. سلامتی و خوشبختی و رسیدن به آرامش درون از زمان هایی خیلی دور ابزارهایی را طلب می کرده که بشر با توسل به آنها همواره سعی داشته به سلامت فکر و جسم نائل آید. این ابزارها نامهایی چون ابدیت، ذات متکی به خویش، طبیعت، برهمن، شعور کیهانی و نیروانا داشت. ولی یکی از روش های بسیار قدیمی که قدمتش به چندین هزار سال قبل می رسد و به عنوان علم جامع کیهانی مطرح گردیده «یوگا» نامیده می شود. بنا به روایت و دلایل علمی مطرح شده در کتابهای ارابه خدایان و طلای خدایان، کیهان نوردان باستانی از دیگر کرات سماوی به زمین آمده و با انسان زمینی ارتباط برقرار کرده اند. حاصل این ارتباط پیدایش علوم جامعی بوده که پیشرفت انسان های آن موقع را به همراه داشته است. یوگا یکی از همین علوم کیهانی است که درآسیای میانه به وجود آمده و جریان عرفانی عظیمی را موجب گشت که چکیده های آن طی هشت هزار بیت در کتاب اوپانیشاد به تدریج در سراسر جهان به خصوص هندوستان نشر و انعکاس یافت. بدین ترتیب عده زیادی با پیروی از آن توانستند به سلامت جسم رسیده و بر احساسات و عواطف خود غلبه کنند. به عبارت دیگر پیروی از این علم خوب زیستن باعث شد تا انسان بتواند ذهن و جسم را به حال تعادل درآورد و طعم سعادت و خوشبختی را بچشد. به طور خلاصه می توان اظهار داشت علم یوگا کهن ترین سیستمی است که تا کنون در جهان وجود داشته و همچنان در حال گسترش است. این علم به بدن و روان توجه خاصی داشته و درک بسیار عمیق از ذات بشر و آگاهی هماهنگی و شناخت بدن و روان را به شما نشان می دهد. برای قدم گذاشتن در مسیر تکامل انسانی حتما می بایست جسم، ذهن و روان در یک موازنه قرار گیرند. تکنیک های یوگا راه حل مطمئنی برای ایجاد این موازنه و رساندن شخص به آرامش فکر و درک حقیقت از طریق آگاه شدن بر خویشتن است. اولین کسی که اصول یوگا را به صورت قابل استفاده برای همگان مدون ساخته پاتانجلی هندی است. او در 300 سال قبل یوگار را به هشت مرحله تقسیم کرد. وی اعتقاد داشت انسان قبل از زدودن ناخالصی ها و ناپاکی ها نمی تواند طالب وصل معبود در رسیدن به مقصود باشد و تنها با تفکر و تعمق در احوال جهان و زیر پا گذاشتن آز، حرص و شهوات است که می تواند به تربیت و تعالی روح خود بپردازد. طریقت یوگا مراحل هشت گانه را فراروی یوگی گذاشته تا با اجرای آنها به سرمنزل مقصود برسد. این مراحل عبارتند از: یاما، نیاما، آسانا، پرانایاما، پراتیهارا، دهارانا، دیانا، سامادهی. برای رسیدن به این وادی و سری وسلوک در این طریقت نیازی به این نیست که فرد دین آبا و اجدادی خویش را رها سازد و به آیین و مذهب جدیدی بپیوندد. بلکه هر کس با هر اعتقاد و فرقه و آئینی می تواند به درس هلی ویگا در زمینه زهد و تقوا و برکناری از خشونت ها و پلیدی ها پاسخ مثبت بگوید. نهایتا آنکه با درک تکنیک های باستانی یوگا انسان می آموزد که چگونه حساسیت خود را از سطح جسم و پوست به سطحی عمیق تر یعنی ذهن، اندام و غدد داخلی و یا در واقع جسم و ذهن و همچنین ذهن و روان منتقل کرده، اتحاد و یگانگی بین عناصر فوق به وجود آمده که نتیجه این اتحاد و یگانگی چیزی نیست جز رسیدن به سلامتی و خوشبختی. (دایره المعارف یوگا، تالیف سوامی شیواناندا، ترجمه رضا رامز) ************************************** اصول یوگا: یک یوگی زندگی و حیات را به مانند یک مثلث می نگرد که جسم و پیکره انسان سه مرحله تولد، رشد و سرانجام مرگ را طی می کند. دوران جوانی که اوج شکوفایی انسان است بین سنین 18 تا 20 سالگی است. در نخستین سال های زندگی و در مرحله جوانی میزان رشو بازسازی جسم انسان به اوج خود می رسد و از آن پس مرحله دگرگونی بافت ها آغاز می شود. در یک انسان عادی این مراحل از 20 سالگی آغاز شده و تا حدود 35 سالگی ادامه می یابد و از آن پس مرحله کاتابولیک یا همان دگرگونی بافت ها آغاز می شود، به عبارت دیگر ماشین جسم شروع به افت و انزال می نماید. این مرحله که در سنین پیری خود را نمایان می سازد با بیماری و ناخوشی همراه است. هر چند که یک یوگی معتقد است که ما (انسان) خلق نشده ایم که فقط عاملی باشیم و پس از تحمل رنج و درد به سراغ مرگ رویم. هدف از زندگی بالاتر از همه اینهاست. رشد نیروهای روحی هدف بوده و احتیاج به استعداد زیاد و نیروی اراده می باشد. تمامی این موارد در سایه رشد جسم و ذهن پدید می آیند. به همین خاطر عقلای قدیم سیستمی را گسترش داده بودند که باعث دفاع بدن در برابر بیماری ها و به تعویق افتادن مرحله کاتابولیک و همچنین نیرومند ماندن قوای فیزیکی و روانی می شود. این سیستم یوگا نام دارد. یوگا یک برنامه ساده و طبیعی است که بر پنج اصل استوار است: 1) تمرینات یوگا 2) تنفس 3) رژیم غذایی 4) ریلکس و آسودگی 5) تفکر مثبت و مدیتیشن www.yogajournal.com/ یوگا یک روش شخصی در زندگی است و بر اساس اصول و عقاید می باشد. ساده زیستن و تفکر والا. جسم مانند یک معبد و یا یک وسیله نقلیه برای روح است و برای استفاده مطلوب از آن احتیاج به یک سری اصول داریم. این اصول همانند اصولی است که در هر وسیله نقلیه به شمار می رود. یک اتومبیل به پنج چیز مهم احتیاج دارد: 1) سیستم لغزنده یا همان چهار چرخ 2) برق یا همان باطری 3) سیستم خنک کننده 4) سوخت 5) یک راننده برای رانندگی در پشت فرمان www.sakyaiba.edu.np اکنون احتیاجات انسان را بررسی می کنیم: - اصل تمرینات حرکات و اعمال به مانند سیستم لغزنده هستند که رباط ها، مفاصل، عضلات، تاندون ها و دیگر نقاط بدن را به کمک افزایش جریان خون و قابلیت انعطاف نرم می کنند. 2- اصل تنفس: این اصل بدن را در ارتباط با باطری یاری می کند. شبکه خورشیدی که نیروی عظیم پتانسیلی در آن ذخیره شده است و از طریق استفاده از تکنیک های تنفسی ویژه یوگا پرانامایا این انرژی در جهت برقراری تعادل فیزیکی و روانی آزاد می شود. 3- اصل رژیم غذایی: این اصل سوخت مناسبی را برای بدن تهیه می کند. مصرف مناسب غذا، هوا، آب و نور آفتاب از ضروریات است. 4- اصل ریلکس و آسودگی (وانهادگی): این اصل همانند سیستم خنک کننده یا رادیاتور در ماشین عمل می کند. هنگامی که ذهن و جسم به طور مرتب فعالیت می کنند، ظرفیت آنان تقلیل می یابد. وانهادگی راه طبیعی جبران نیروی از دست رفته است. 5- تفکر مثبت و مدیتیشن: خود را کنترل کنید. ذهن آرام می گیرد. از طریق سکون و تمرکز فکر، طبیعت و سرشت تحت کنترل آگاهی قرار می گیرد. www.yoga.com اصل تمرینات: سیستم های بی شماری برای گسترش و توسعه حرکات مکانیکی عضلات طراحی شده است. همان طور که گفتیم در مکتب یوگا به پیکره آدمی همانند وسیله نقلیه ای برای روح نگریسته می شود. وسیله نقلیه ای که روح را در سفرش به سوی تکامل یاری می کند. آسانا (تمرینات فیزیکی یوگا) برای توسعه و گسترش تعبیه شده است.این تمرینات باعث رشد استعدادهای روحی و روانی می شود. باید در نظر داشت که تفاوت های اساسی و بنیادین بین تمرینات یوگا و تمرینات فیزیکی وجود دارد. تمرینات و ورزش های فیزیکی عادی تاکید زیادی بر حرکات عضلات دارد. در حالی که در یوگا عکس این حالت می باشد زیرا ورزش های عادی میزان زیادی اسید لاکتیک در الیاف و بافت های عضله تولید و همین باعث کوفتگی عضلات می شود. در هنگام انجام آسانا تاثیر اسید اضافه و کوفتگی توسط قلیائی موجود در الیاف عضلانی خنثی می شود. البته این عمل با تنفس عمیق اکسیژن انجام می شود. رشد عضلات به معنی سلامتی بدن نیست. سلامتی موقعی اطلاق می گردد که تمام ارگان های بدن تحت کنترل هوشمند ذهن باشد. تمرینات فیزیکی یوگا آسانا نام دارد. آسانا می بایست به طور مرتب و دائمی انجام شود. اولین فایده این کار در این است که قابلیت انعطاف بدن را افزایش می دهد به طوری که در سنین بالا قادر خواهید بود انعطاف بدن را افزایش دهید. تمرینات یوگا ابتدا بر سلامتی ستون فقرات تاکید و تمرکز دارد و باعث انعطاف و نیرومندی آن می شود. ستون فقرات محل تمامی اعصاب مهم بدن می باشد و همین اعصاب تمامی پیامهای مختلف بدن را از طریق ستون فقرات به مغز می رسانند. به همین دلیل است که تمرینات یوگا تاکید زیادی بر انعطاف و نیرومندی آن دارد و با انجام آساناها عمل گردش خون بهبود یافته و مواد غذایی و اکسژن سهل تر به اعصاب می رسند. آساناها بر روی اندام داخلی هم تاثیر به سزایی دارد همانطور که باعث بهبود عملکرد عضلات می شود بر روی عملکرد غدد و ارگان ها نیز تاثیر مثبت بر جای می گذارد. اندام های داخلی پیامها و تحریکات را از طریق حرکات گوناگون و مختلف آساناها دریافت کرده و بدین ترتیب عملکردشان هماهنگی بیشتری می یابد. سیستم درون ریز (غدد و هورمون ها) دوباره فعال شده و به متعادل شدن تحریکات و همچنین به پیشرفت نیروی روانی کمک می کند. به همراه انجام تمرینات یوگا تمرین تنفس تمرکز فکر را انجام می دهیم. یک ساعت تمرین حرکات، یک ساعت تمرین ریلکس عمیق، و یک ساعت تمرین مدیتیشن باعث تقویت نیروهای تمرکزی به همراه نیروی جسمانی خواهد شد. تمریناات سیستم یوگا با هیچیک از سیستم های ورزش های دیگر قابل قیاس نیست. انجام آرام و آگاهانه (با هوشیاری تمام) آسانا علاوه بر فواید فیزیکی باعث تقویت نیروهای روانی، تمرکز و مدیتیشن خواهد شد. www.yogabasics.com اصل تنفس یا پرانایاما: اکثر مردم تنها بخشی از ظرفیت دستگاه تنفسی یا ریه را برای تنفس استفاده می کنند. این دسته از مردم که تنفسشان سطحی بوده و کمی از قفسه سینه را منبسط می کنند شانه های خم شده ای دارند و در قسمت بالای گردن و پستانشان فشار دردآوری را متحمل می شوند و از کمبود اکسیژن رنج می برند. این عده بدون آنکه خود بدانند به سرعت خسته می شوند. با تمرینات تنفسی یوگا علاوه بر پیشگیری از این موارد می توانید انرژی حیاتی و سلامتی خود را تضمین نمایید. از تمامی روش های تنفسی قادر خواهید بود ظرفیت انرژی حیاتی را افزایش دهید. چنانچه هنگام بالا رفتن از پله ها خسته می شوید سعی کنید که شانه ها را صاف نگه داشته و در هر دو پله عمل دم و در دو پله بعدی عمل بازدم (تخلیه تنفس) را انجام دهید. با =یروی از چنین عملی یعنی دو پله دم و دو پله بازدم قادر خواهید بود آرام آرام پله ها را بالا رفته و بدون کمبود اکسیژن و نفس به بالای پله ها برسید. با چنین آهنگ تنفس قادر خواهید بود میزان زیادئی از دی اکسیدکربن را بیرون داده و اکسیژن را جایگزین آن نماییم، بدین ترتیب کمتر دچار خستگی می شویم. yoga.org.nz تنفس: امروزه یک برنامه تنفسی قادر است ما را در زندگی روزمره کمک فراوانی کند. بحران ها، فشارهای عصبی، افسردگی و کسالت با تبعیت از یک سری تمرین ها قابل رفع می باشند. بدون هیچگونه فشاری شانه ها را صاف نگه دارید و نفستان را تماما تخلیه کنید. مکث کرده و سپس به طور عمیق نفس بکشید، این روند باید کاملا آرام باشد. عمل دم می بایست به قدری باشد که شش ها کاملا پر شوند. بدون تغییر حالت شانه ها نفس را از طریق بینی به آرامی تخلیه کنید. شما باید همزمان با دریافت اکسیژن مغز و اعصاب را آسوده و آرام کنید. سه روش تنفسی وجود دارد: روش سطحی: بدترین روش تنفس می باشد. هنگامی که عمل دم صورت می گیردشکم منقبض شده و شانه ها و استخوان ترقوه بالا می روند. در این نوع تنفس حداکثر کوشش به کار می رود اما حداقل میزان هوا نصیب فرد می شود. تنفس دنده ای: در این نوع تنفس عضلات سینه، قفسه سینه را منقبض می کنند. این نوع تنفس هم تنفس کاملی نیست. تنفس عمیق شکمی: این روش بهترین روش تنفس می باشد. در این روش هوا به تمامی قسمت های شش ها و حتی قسمت های تحتانی آن می رسد و تنفس آرام و عمیق می باشد. به این روش تنفس دیافراگمی نیز گفته می شود. در حقیقت هیچیک از این سه روش تنفس کامل نیستند. یک یوگی هر سه روش را با هم ترکیب می کند. ابتدا با تنفس عمیق شروع کرده و با تنفس دنده ای و سطحی به عمل دم ادامه می دهد. برای اینکه تنفس دیافراگمی را احساس کنید، یک لباس شل و آزاد پوشیده و به پشت دراز بکشید. دست ها را بر روی دیافراگم قرار دهید. عمل دم و بازدم را به طور آهسته انجام دهید. در هنگام دم، شکم باید به طرف خارج منبسط شده و سپس قفسه سینه منقبض شود. سعی کنید این حرکت و جنبش را احساس کنید. دم به طور آرام، شکم منبسط شده و سپس قفسه سینه منبسط شده و در آخر قسمت بالای شش ها منبسط می شود. yoga.about.com پرانایاما: مهمترین چیز در مورد تنفس خوب، پرانایاما یا انرژی لطیف حاصل از تنفس حیاتی می باشد. کنترل پرانا باعث کنترل ذهن می شود. تمرینات تنفسی یوگا پرانایاما نامیده می شود که به معنی کنترل پرانا می باشد. بزرگترین علامت و نشانه پرانا در بدن، حرکت شش ها می باشد. این حرکت نظیر یک چرخ طیار عمل کرده و دیگر نیروهای بدن را به جنبش در می آورد. پرانایاما یعنی کنترل شش ها که از طریق کنترل پرانا صورت می گیرد. دیگر علامت پرانا در بدن، روند آرام و آهسته تحت کنترل گرفتن بدن است. هر قسمتی از بدن با پرانا لبریز خواهد شد. هنگامی موفق به این عمل شده که تمامی بدن تحت کنترل ما باشد. تمامی بیماری ها را می توان از طریق کنترل و نظم پرانا کنترل و ریشه کن نمود. این رابطه دانش سری و رمز شفابخشی می باشد. ما در تنفس عادی مقداری ناچیز از پرانا را جذب می کنیم ولی هنگامی که تمرکز کرده و آگاهانه به عمل تنفس نظم می بخشیم، میزان زیادی از پرانا را ذخیره می کنیم. www.yogapoint.com اصل ریلکس: هنگامی که جسم و ذهن به طور مداوم کار می کنند، بازدهی آنها تقلیل می یابد. زندگی نوین اجتماعی، تغذیه و کار اصل وانهادگی و ریلکس را برای مردم امروزی دشوار نموده است. حتی اکثر مردم فراموش کرده اندکه ریلکس و استراحت راه طبیعی جبران نیروهای از دست رفته می باشد و حتی برخی از مردم در هنگام استراحت نیز مقداری نیروی روانی و فیزیکی را صرف این عمل می نمایند. بدین ترتیب مقدار زیادی از نیروی بدن بیهوده تلف می شود. مقدار انرژی که در عضلاتمان برای آماده بودن در هنگام کار صرف می شود بیش از میزانی است که برای انجام کار صرف می شود. به عبارت دیگر مقداری زیادی از انرژی که در بازوهایمان آمده است بدون بهره وری تلف می شود. با متعادل و منظم کردن فعالیت جسم و ذهن، حداقل انرژی را مصرف می کنیم. این عمل با یادگیری فنون ریلکس حاصل می شود. لازم به ذکر است که در طول روز، بدن تمامی انرژی لازم برای روز بعد را فراهم می کنید. اما گاهی اتفاق می افتد که تمامی این انرژی در عرض چند دقیقه توسط عصبانیت، صدمه و یا خشم زیاد از بین می رود. این فرایند (عصبانیت و خشم) گاهی اوقات به صورت عادی در می آید و نتیجه ناخوشایندی را هم برای جسم و هم برای ذهن به دنبال دارد. در طول مرحله ریلکس کامل عضلات، هیچگونه انرژی کامل یا پرانا استفاده نمی شود. اگر چه مقدار اندکی برای جریان خون و نگه داشتن بدن در حالت عادی مصرف می شود. در یوگا برای رسیدن به ریلکس کامل از سه روش استفاده می شود: 1) فیزکی، 2) روانی و 3) روحی. ریلکس زمانی کامل می شود که شخص به ریلکس روحی برسد. 1- ریلکس فیزیکی: می دانیم که هر عملی الهام گرفته از فکر و اندیشه می باشد. اندیشه، حالت عمل را ارئه کرده و جسم به آن واکنش نشان می دهد. ذهن پیغامی به عضلات فرستاده و دستور انقباض را به آنها صادر می کند. سپس پیغام دیگری فرستاده و به عضلات خسته فرمان استراحت و ریلکس می دهد. ریلکس فیزیکی ابتدا از انگشتان آغاز شده سپس به بالا ادامه می یابد. تلقین به خود، از عضلات عبور کرده وبه بالا یعنی چشم ها و گوش ها می رسد. سپس به ارامی پیام ریلکس به کلیه ها، کبد و دیگر اندام بدن صادر می شود. این نوع ریلکس شاواسان یا حالت مرده نامیده می شود. 2- ریلکس روانی: هنگامی که بحران و فشار روانی پدید می آید، لازم است که به مدت چند دقیقه به آرامی و به طور منظم عمل تنفس را انجام دهید. متوجه خواهید شد که به زودی زود آسودگی بر شما چیره خواهد شد. در اینجا نوعی احساس بی وزنی و پرواز خواهید نمود. 3- ریلکس روحی: با ریلکس روانی تمامی فشارها و نگرانی ها، اضطراب ها، ترس و عصبانیت هم به وجود آمده و تمامی این حرکات بحران های روحی را به وجود می آورند. ریلکس کامل و واقعی زمانی حاصل می شود که انسان خویشتن را از خودآگاهی جدا سازد. در اینجاست که یک یوگی در خود فراوانی، نیرومندی، آرامش و نشاط یا به عبارت بهتر آگاهی خالص می یابد. وی می داند که منبع تمامی نیروها، دانش، آرامش و نیرو در خود می باشد نه در جسم. (دایره المعارف یوگا، تالیف سوامی شیواناندا، ترجمه رضا رامز) اصل رژیم غذایی گیاه خواری: رژیم غذایی یک یوگی عبارت است از گیاه خواری که علاوه بر سادگی و طبیعی بودن به راحتی قابل هضم بوده و باعث افزایش سلامتی می شود. غذاهای ساده به عمل هضم کمک کرده و به خوبی جذب بدن می شوند. مواد مورد نیاز بدن به پنج دسته تقسیم می شوند: پروتئین ها، کربوهیدرات ها، مواد معدنی، چربی ها و ویتامین ها. هر شخصی برای میزان کردن یک رژیم غذایی مناسب باید در مورد برنامه های غذایی اطلاعات کافی داشته باشد. غذاهایی که مصرف می شوند باید مستقیما از طبیعت گرفته شده باشد و در خاک حاصلخیز کشت شده باشند (ترجیحا خاک عاری از کودهای شیمیایی باشد) زیرا چنین محصولاتی منبع مواد غذایی مورد نیاز می باشند. عمل سرخ کردن و یا پختن باعث از بین رفتن ارزش غذایی اینگونه محصولات می شود. زنجیره ای در طبیعت وجود دارد که چرخه غذایی یا زنجیره غذایی نامیده می شود. خورشید منبع انرژی تمامی موجودات زنده در کره زمین می باشد و گیاهان از آن قوت می گیرند (در بالاترین زنجیره غذایی می باشد) سپس گیاهان توسط حیوانات گیاه خوار و در ارامه خود این حیوانات توسط جانوران گوشت خوار خورده می شوند. گیاهانی که مستقیما از خورشید تغذیه می کنند در بالاترین سطح زنجیره غذایی قرار دارند و حاوی عظیم ترین مواد خاصیت رشد برای موجودات می باشند. از نظر ارزش غذایی، گوشت حیوانات در درجه دوم قرار دارد. تمام غذاهای طبیعی (میوه ها، سبزیجات، دانه ها، غلات و حبوبات) به اندازه های مختلف از ارزش های غذایی مختلفی برخوردار می باشند. منابع پروتئینی به راحتی جذب بدن می شوند با این وجود منابعی که در درجه دوم اهمیت قرار دارند (گوشت حیوانات) از نظر هضم شدن اغلب با مشکل مواجه هستند. بیشتر مردم از این بیم دارند که چگونه پروتئین کافی را کسب کنند اما از عوامل دیگر غافل می شوند. کیفیت پروتئین از کمیت آن مهم تر است. فرآورده های شیری، سبزیجات، آجیل و دانه های روغنی منبع مناسبی برای پروتئین می باشند. یک شعار در باب سلامتی هست که می گوید: خوردن برای زیستن، نه زیستن برای خوردن. مهاتما گاندی رهبر فقید هند که در زمان حیات خود یک یوگی به شمار می رفت می گفت: من غذا را به عنوان دارو مصرف می کنم نه برای لذت. بد نیست که بدانیم هدف از خوردن، جذب نیرویحیات یا پرانا (انرژی حیات) است. مهمترین رژیم غذایی برای هنرجویان یوگا استفاده از غذاهای طبیعی و تازه است. هر چند که رژیم غذایی حقیقی یوگا از این هم پیچیده تر است. یک یوگی غذایی می خورد که تاثیر لطیفی بر جسم و روح او داشته باشد. بنابراین وی از غذاهایی که تحریک کننده هستند پرهیز می کند و غذاهایی را ترجیح می دهد که باعث آرامش فکر شوند. شخصی که با جدیت راه یوگا را دنبال می کند می بایست از خوردن انواع گوشت، ماهی، تخم مرغ، پیازها، سیر، قهوه، چای (به جز گیاه)، الکل و مواد مخدر امتناع کند. هر گونه تغییر در رژیم غذایی می بایست به طور تدریجی انجام گیرد. ابتدا می بایست مقادیر زیادی از سبزیجات، حبوبات، غله، دانه ها و آجیل را جانشین کنید و در مر حله آخر تمامی فراورده های گوشتی را از برنامه های غذایی حذف کنید. برنامه غذایی یوگا شمار را به استاندارد بالایی از سلامتی رسانده و همچنین باعث آرامش ذهن می شود. www.yogajournal.com/ تفکر مثبت و مدیتیشن: هنگامی که سطح دریا و یا برکه ای آرام و ساکن باشد، شخص قادر است کف آن را به وضوح مشاهده کند اما هنگامی که سطح آب متلاطم باشد این امر مقدور نخواهد بود. همین حالت در هنگامی که ذهن آرام باشد صدق می کند. یعنی موقعی که ذهن بدون فکر و اندیشه باشد شما قادر خواهید بود خود را مشاهده کنید. این پدیده یوگا نامیده می شود. ما از دو راه قادر خواهیم بود که امواج و تلاطم روان و ذهن خود را کنترل کنیم: توسط تمرکز فکر؛ هم درونی و هم بیرونی. تمرکز درونی: در این روش ما بر روی خود یا آگاهی من هستم تمرکز می کنیم. تمرکز بیرونی: در این روش ما بر روی هر چیز دیگر به جز خود یا من هستم تمرکز می کنیم. هنگامی که ما اشایی را بر می داریم نظیر چوب گلف، برای ضربه زدن به توپ و انداختن آن در سوراخ، تمرکز می کنیم. به عبارت بهتر، افکار دیگر را در ذهنمان متوقف می کنیم. هنگامی که تمرکز کامل حاصل می شود، حس می کنیم که بازی را بهتر انجام می دهیم. در اینجاست که احساس خوشایندی داریم البته نه به خاطر اینکه توپ را هیجده بار به درون سوراخ انداخته ایم، بلکه به خاطر اینکه به تمرکز کامل رسیده ایم و در آن موقع تمام نگرانی ها و مسائل در نظرمان ناپدید می شود. توانایی ذهن در کسب تمرکز برای همگان امکان پذیر می باشد و هیچ جیز غیر طبیعی درآن وجود ندارد. مدیتیشن چیزی نیست که یک یوگی آن را به شما تعلیم دهد. شما خود باید توانایی دور کردن افکار و اندیشه ها را داشته باشید (البته با تمرین زیاد). تنها تفاوت بین مدیتیشن و این روش (تمرکز مثبت) در این است که ما تمرکز فکر بر روی اشیای خارجی را یاد می گیریم. هنگامی که ما وارد تمرکز کامل می شویم گذشت زمان را احساس نمی کنیم. درست مانند اینکه زمان متوقف شده است. هنگامی که ذهن در تمرکز است هیچ زمانی وجود ندارد. زمان، لحظه ها و تمامی مشاهدات خارجی، همگی ساخته و پرداخته ذهن می باشند. تمامی خوشی هایی که توسط ذهن به آن می رسیم موقتی و زودگذر هستند. برای دست یابی به آرامش واقعی و شادمانی ابدی، ابتدا می بایست بدانیم که چطور ذهن آسوده می گردد، چطور تمرکز کنیم و چگونه به آن سوی ذهن و اندیشه نفوذ کنیم. با تمرکز بر روی خود و درون به تمرکز کامل و عمیق نائل خواهیم شد. این ماهیت مدیتیشن است. www.sakyaiba.edu.np تکنیک های مدیتیشن: مدیتیشن پدیده ای است که نمی توان آن را توصیف کرد، درست مانند این که بخواهیم برای شخص نابینایی رنگها را توضیح دهیم. تمامی پدیده های معمولی محدود به زمان و لحظطه می باشند (اشاره به مادی بودن). آگاهی و درک عادی ما بالاتر از این نیست، به عبارت دیگر آگاهی و درک عادی ما محدود به زمان و مکان می باشد. عوامل مادی با معیار گذشته، حال و آینده بررسی می شوند. این معیار در مورد عوامل فوق طبیعی صدق نمی کند. در حقیقت مقوله زمان برای مواردی که همیشگی و پایدار نیست، غیرواقعی می باشد. نگاهی اجمالی به زمان ها می کنیم: حال: واحدی کوچک و غیر قابل اندازه گیری و زودگذر که قادر به فهم آن نیستیم. گذشته و آینده: هیچ کدام در زمان حال وجود ندارد. ما در خیال و وهم به سر می بریم. حالت مدیتیشن فراتر از تمامی این محدودیت هاست و در آن گذشته و آینده وجود ندارد. تنها من نیستم در حالت ابدی وجود دارد. این حالت فقط زمانی میسر می شود که تمامی تعدیلات روانی متوقف و ساکن می شوند. اولین مشخصه و خصیصه ای را که می توانیم برای این وضعیت شرح دهیم عبارت است از: خواب عمیق که در آن زمان و لحظه وجود ندارد. هر چند که مدیتیشن با خواب عمیق تفاوت دارد ولی باعث تغییرات در روان آدمی می شود. با کنترل و متوقف کردن نوسانات فکری، مدیتیشن آرامش روانی را در پی دارد. از دیدگاه فیزیکی، مدیتیشن به طولانی شدن مرحله آنابولیک (سازندگی بدن از لحاظ رشد و ترمیم) کمک می کند و همچنین باعث کاهش کاتابولیک (سوخت) و مرحله زوال می گردد. به طور معمول مرحله آنابولیک تا سن 18 سالگی می باشد. از 18 سالگی تا 25 سالگی مرحله تعادل آن بوده و از 35 سالگی به بعد مرحله کاتابولیک آغاز می شود. مدیتیشن کاهش چشمگیری در تنزل کاتابولیک دارد. هر یک از سلول ها دارای آگاهی گروهی و انفرادی می باشند. هنگامی که اندیشه ها و امیال در بدن نفوذ می کنند، سلول ها فعال می شوند و جسم اغلب از درخواست گروه اطاعت می کند. از نظر علمی ثابت شده که اندیشه های مثبت، نتایج مثبتی را برای سلول ها به همراه خواهد داشت. همانطور که مدیتیشن باعث تفکر مثبت ذهن می شود، همچنین در بازسازی سلول ها و به تاخیر انداختن زوال آنها تاثیر چشمگیری دارد. چیز زیادی در مورد آموزش مدیتیشن نمی توان گفت، همانطور که نمی توان برای آموزش خواب چیزی عنوان کرد. هر دو از شرایط مشابهی برخوردارند. اصول و نکاتی برای تکنیک های مدیتیشن وجود دارد که همواره باید آنها را به یاد داشت. www.yogapoint.com 14 نکته در مورد مدیتیشن: 1) نظم در محل و زمان تمرین اهمیت بسزایی دارد. وقتی که شرایط (زمان و مکان) منظم باشد، ذهن به آرامی و با حداقل تاخیر فعال می شود. به عبارت دیگر همیشه سعی کنید مدیتیشن را در یک ساعت بخصوص از روز و در یک نقطه مشخص انجام دهید. 2) بهترین زمان از نظر موثر بودن، صبح زود و غروب می باشد. یعنی زمانی که اتمسفر آکنده از نیروی روحی ویژه ای است. چنانچه زمان هایی که ذکر شد برای شما مقدور نبود، ساعتی را انتخاب نمایید که مصادف با فعالیت های روزانه نباشد و زمانی باشد که ذهن آماده آرامش باشد. 3) حتی المقدور اتاقی جداگانه برای مدیتیشن داشته باشید. با تکرار مدیتیشن، امواج نیرومندی در آن محل به وجود می آیند. همچنین فضای آرامش و خلوص می بایست احساس شود. 4) در هنگام نشستن، سعی کنید که رو به جهت شما و یا شرق قرار بگیرید تا از فواید نیروهای مغناطیسی بهره مند گردید. به حالت آزاد و ثابت بنشینید . حالت نشست می بایست حالت لوتوس (نیلوفر) باشد. ستون فقرات و گردن کاملا عمود بوده و هیچ گونه فشاری بر آنها وارد نشود. 5) قبل از شروع، به مغزتان دستور بدهید که به مدت معینی (از نظر زمانی) آرام باشد. گذشته، حال و آینده را فراموش کند. 6) آگاهانه تنفس را منظم کنید. به مدت پنج ثانیه تنفس شکمی انجام دهید تا اکسیژن به مغز شما برسد. سپس به طور تدریجی مغز را آسوده کنید. 7) تنفس (دم و بازدم) را هماهنگ کنید. سه ثانیه دم و سه ثانیه بازدم. با منظم کردن عمل تنفس، جریان پرانا و انرژی حیاتی منظم می شود. 8) در ابتدا اجازه بدهید تا فکرتان منحرف شود، بدین ترتیب ذهنتان به موارد گوناگونی مشغول خواهد شد، اما بالاخره تمرکز خواهد یافت. 9) برای ساکن شدن ذهن به خود فشار نیاورید زیرا با این عمل امواج مغزی افزایش یافته و مدیتیشن به تاخیر خواهد افتاد. 10) یک نقطه کانونی را برای استراحت ذهن انتخاب کنید. اشخاصی که به طور ذاتی، عقلانی (ذهنی) هستند، می توانند برای این منظور آجناچاکرا را که محلی است بین دو ابرو انتخاب کنند. برای بقیه اشخاص (اشخاصی که تحریک پذیر و هیجانی هستند) استفاده از آناهاتا یا چاکرای قلب توصیه می شود. هرگز این نقطه را تغییر ندهید. 11) بر روی اشیای بی رنگ و خنثی تمرکز نموده و پس از بستن چشم ها آن شی را تصور کنید. اگر از مانترا (ذکر یا کلمه ای که در هنگام تمرکز و مدیتیشن مرتبا تکرار می شود) استفاده می کنید، آن را در روان خود تکرار و با تنفس هماهنگ کنید. چنانچه مانترای مشخصی ندارید از کلمه اوم استفاده کنید. اگرچه تکرار آن در ذهن نیرومندتر می باشد. چنانچه شخص دچار خواب آلودگی شد، مانترا را با صدای بلند تکرار کند. 12) تکرار باعث خلوص و پاکی اندیشه خواهد شد. در صورتی که امواج صوتی با امواج مغز همراه بوده این عمل بدون آگاهی از معنای آن باشد. تکرار لفظی از طریق تکرار ذهنی و روانی به زبان تله پاتیک پیشرفت خواهد نمود و در آنجاست که اندیشه پاک خواهد شد. 13) با تمرین مدیتیشن دوگانگی از بین رفته و سامادهی و یا خو برتر جانشین خواهد شد. با ادمه آن دیگر بی حوصله و بی تاب نخواهید شد. 14) در سامادهی، شخص در حالتی از خوشی و سعادت به سر می برد که آگاهی و شخص آگاه و دانسته ها همگی به یک مورد اطلاق می شوند و در اینجاست که خود برتر به وجود می آید. (دایره المعارف یوگا، تالیف سوامی شیواناندا، ترجمه رضا رامز) اگر روزی نیم ساعت عمل مدیتیشن را انجام دهید قادر خواهید بود به زندگی با قدرت روحی و ارامش بیشتری بنگرید. مدیتیشن عبارت است از: برترین نیروی روانی و دراوی آرامش بخش اعصاب. در هنگام انجام مدیتیشن، نیروی الهی آزادانه به جریان افتاده و بر روی ذهن، اعصاب، اندام های حسی و جسم تاثیر مثبت می گذارد. مدیتیشن، دریچه را بر روی درک مستقیم دانش و معرفت و قلمرو سعادت ابدی باز خواهد نمود. بدین ترتیب ذهن آسوده و آرام خواهد شد. رژیم غذایی یوگا: رژیم غذایی یوگا ذهن را آرام کرده و احساسات سرکش آدمی را مهار می کند. رژیم غذایی یوگا راجاها را از مغز بیرون کرده و ساتوا و مدیتیشن را جایگزین آن می کند. تمامی احساسات می بایست از خلوص آکنده شده و سپس ذهن به تمرکز می رسد و پس از آن فرد به خودآگاهی می رسد. چشم ها می بایست خدا و کتاب مقدس را ببیند. گوش ها می بایست اوپانیشادها، رامایانا و بهاگاواتا را بشنود. زبان می بایست در مورد خدا صحبت کند. تمامی این موارد خوراک پاک برای احساسات محسوب می شوند. غذا در میان افراد مختلف فرق می کند. غذاهای گوشتی انسان را زمخت و حیوان صفت می کند. احساسات انسان را (خشم و شهوت) برانگیخته و افکار مسموم ارائه می دهد. شخص گوشت خوار قادر نیست متفکر و آگاه شود. مغز انسان به قدری کودن می شود که قادر نیست مسائل زندگی این دنیا و بعد از آن را حل نماید. ذهن انسان با رژیم گیاه خواری آرام، هوشیار و متفکر می گردد. گیاه خواری قدرت تمرکز و تصمیم گیری صحیح انسان را افزایش می دهد. همچنین دارای نیروی حیاتی بیشتری نسبت به گوشت حیوانات است. رژیم غذایی می بایست با دقت و ترتیب خاصی انتخاب شود. ادویه جات، چای، قهوه، الکل، غذاهای نشاسته ای، شکرها، چربی ها و نوشیدنی های تحریک کننده می بایست حذف گردند. میوه های تازه، پنیر، اقسام سالاد و سبزیجات خام، خشکبار (در حالت طبیعی بدون نمک)، حبوبات، نان، دانه های سویا، میوه های خشک شده، خامه، شیر، جو و عسل همگی مفید می باشند. غذاهای خام دارای انرژی بیشتری هستند و خون و پیکره آدمی را سالم و سرحال تر می کنند. تمامی مواردی را که در بالا گفتیم حداقل می بایست 80 درصد رژیم غذایی را شامل شوند. yoga.about.com با چنین رژیمی قسمت اعظم ناخالصی ها از سیستم غذایی حذف می شوند. غذا می بایست حرکت پیچشی روده را تحریک کند. برای این منظور غذاهای خام بهتر از غذاهای پخته می باشند. اختلالات گوارشی و سوء هاضمه بر اثر پرخوری و غذاهای غیر طبیعی پدید می آیند که باعث عکس العمل و واکنش غیر طبیعی مراکز عصبی شده و تاثیر سوئی را بر آنها دارند. غذا را به آرامی میل کنید. پس از پایان غذا مقدار زیادی آب بنوشید. قبل از صرف غذا هیچ وقت آب ننوشید. زیرا باعث رقیق شدن شیره معده می شود و در نتیجه دچار سوء هاضمه و دیگر ناراحتی های معدوی می شوید. ما به غذاهای گوناگون با خواص متفاوت نیاز داریم. تنوع و گوناگونی غذا الزامی است ولی نه در یک وعده. برای یک وعده دو الی سه نوع غذا کافی است. طبیعت بر حسب نیاز ما انواع بی شماری از غذاها را برایمان فراهم کرده است. یک رژیم غذایی ساده شامل حداقل غذاهای غیرضروری و یا بیهوده می باشد که فشار کمتری را بر روی کلیه نسبت به رژیم غذایی سنگین دارد. رژیم غذایی مناسب ضامن سلامتی بوده و از تراکم غذاهای غیر ضروری در سیستم گوارشی جلوگیری می کند. یک پزشک حاذق می گوید: یک غذای کامل ترکیبی از عسل، خامه، آب داغ، آرد جو، آب لیمو، بادام زمینی، سیب، پسته، فندق و گردو می باشد که تمامی ویتامین ها را داراست. اشتها به غذا و جویدن و خمیر کردن آن همراه با ترشح بزاق می باشد. با افزایش تولبد بزاق، ترشح شیره معده هم افزایش می یابد. این عمل باعث تحریک غشاء مخاطی اثنی عشر می شود (اولین قسمت از روده کوچک) و در ادامه باعث ترشح هورمون می شود. بنابراین نرم کردن و خمیر کردن غذا الزامی است و خشک بودن آن مملو از خطر است. اگر یوگی غذا را خوب نرم نکند، باعث خواهد شد که معده بیشتر فعالیت کرده و مجبور به آسیاب کردن غذا شود. بشر عموما به پرخوری عادت دارد و این قضیه متوجه همه افراد است، حتی زمانی که شما گرسنه نیستید سعی دارید که معده را به کمک ادویه جات، ترشی ها و خیار شور پر کنید. این زبان است که شما را فریب داده و باعث روی آوردن شما به غذا می شود. زبان شما را تحریک کرده که این چیز یا آن چیز را میل کنید، این در حالی است که معده شما فقط به مقدار کمی غذا نیاز دارد. بدین ترتیب حتی مواقعی که شما گرسنه نیستید به غذا خوردن ادامه می دهید و این یک اشتباه محض است. چنانچه واقعا گرسنه نیستید، سریعا دست از غذا خوردن بکشید و مطمئنا برای وعده بعدی اشتها خواهید داشت. هزاران فرد تحصیلکرده معهده هایشان را علی رغم گرسنه نبودن پر می کنند. این کار آنان یک اشتباه بزرگ است و بلافاصله پس از آن دچار رنج می شوند. با این وجود خود را تحصیلکرده، متمدن و با فرهنگ می دانند. هیچ وقت معده را پر نکنید. با اجرای این قانون ساده همیشه سلامتی را به همراه خواهید داشت. غریزه طبیعی انسان مقدار خوراک مصرفی را می داند. اگر شما گوشت به میزان زیاد مصرف کرده و یا شکر را به میزان زیادی مصرف کنید، لوزالمعده بیش از حد فعال شده و با بالا رفتن میزان قند دچار دیابت خواهید شد. اگر گوشت و پروتئین را مقدار زیاد مصرف کنید، کلیه ها بیش از حد فعال شده و دچار آلبومین خواهید شد. نیروهای طبیعی پروتئین مورد نیاز را به شما خواهند داد. غذاهای ساده طبیعی کاملا مناسب بوده و علاوه بر دارا بودن نیروهای حیاتی افزون بر استاندارد، سلامتی شما را به ارمغان خواهند آورد.

 

منابع

دایره المعارف یوگا، تالیف سوامی شیواناندا، ترجمه رضا رامز

www.sakyaiba.edu.np

www.yogajournal.com

www.yoga.com

www.yogabasics.com

yoga.org.nz

yoga.about.com

www.yogapoint.com

 

نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 13:22 توسط ستاره| |

 

دل من

 

          دل من خستگیهات خیلی زیاده می دونم

     

         دل من تنهاییات پر از سواله می دونم

 

         دل من خندیدنت فقط تو خوابه می دونم

 

         دل من آرزوهات نقش بر آبه می دونم

 

         دل من تحملت مثله یه کوهه می دونم

 

         دل من عاشقیات مثله جنونه می دونم

 

         دل من صبوری و کسی سراغت نمی یاد

 

         دل من خسته ای و صدا ازت در نمی یاد

 

         دل من امید تو فقط باید خدا باشه

 

        دل من تنهاییات باید خدا باشه.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 12:22 توسط ستاره| |

 

 

* تنها زمانی می توانی وجود خورشید را حس کنی که مستقیم به آن نگاه نکنی.

 

* غوطه ور شدن در آب ساکن شجاعت می خواهد اما در امواج خروشان شناور شدن علاوه بر شجاعت تفکر نیز لازم دارد.

* عشقی را که از نگاه تجربه کنی به مراتب گواراتر از عشقی است که از زبان تجربه کنی.

* مرد تا زمانی می تواند برای همسر خود مرد باشد که تکیه گاه او و شامه هایش مامنی برای سر سپردن او باشد.

* باور طرف مقابلت به باور تو از خود باز می گردد.

* گذر لحظات شیرین زندگی به مراتب سخت تر از گذشت لحشات تلخ است.این ها لحظاتی از زندگی اند که انسان آرزوی ابدیتشان را می کند.

* انکار عشق حقیقی مانند آن است که بگویی خدایا تو را دوست ندارم.

* عشق دروغین از پس هزاران حجاب خود را می نمایاند و عشق راستین را همه بدون دیدن باور دارند.

* قدرت را زمانی حس خواهی کرد که طعم ضعف را چشیده باشی.

* حسادت بسیار زیباست.تنها در صورتی که پای عشق در وسط باشد؟!!

* آن که قوی است می جنگد و آنکه ضعیف است جنگ بر می افروزد؟!!

        * شما می توانید چون هستید و هستید چون می توانید.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 12:20 توسط ستاره| |

 

آیا می دانید؟

آیا می دانید که راه رفتن کنار پدر در یک شب تابستانی در کودکی شگفت انگیز ترین چیز در بزرگسالی است.

زندگی مثل یک دستمال لوله شده ای است .هر چه به انتهایش نزدیک تر می شویم سریعتر حرکت می کند.

پول شخصیت نمی آورد.

تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند.

خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید.چس چه چیز باعث می شود که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم.

چشم پوشی از حقایق آن ها را تغییر نمی دهد.

این عشق است که زخم ها را شفا می دهد نه زمان.

وقتی با کسی رو برو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد.

هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم.

زندگی دشوار است .اما ما از آن سخت تریم.

فرصت ها هیچ گاه از بین نمی روند.بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد.

آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یک بار به او بیشتر بگویم دوستش دارم.

لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن نگاه را وسعت داد.

نمی توانم احساسم را انتخاب کنم.اما می توانم نحوه برخورد با آن را انتخاب کنم.

بهترین موقعیت برای نصیحت در دو زمان است: وقتی که از شما خواسته شود و زمانی که درس زندگی دادن فرا می رسد.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 12:18 توسط ستاره| |

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 12:52 توسط ستاره| |

 

 

کمی عاشق شوید امروز

 

 

هلا ای مردمان

 

خورشید آوردم

 

و آبی از زلا چشمه های روشن جاری

 

تپش هایی برای قلب زیباتان

 

و نوری تا که روشن سازد این

 

تک ستاره های سرد تنها را

 

هلا ای مردمان

 

خاکی برای سجدا آوردم

 

و روحی از تبار لایزالی را

 

که این خاک سیاه مرده را افلاکیش سازم

 

کنون یاد خدا آوردم

 

باید فرو ریزی بساط این فریب کهنه بت ها

 

هلا ای مهربانان

 

عشق آورده ام

 

و مهری تا بشوید ریشه های تلخ نفرت را

 

شما را ساکنان این زمین و خاک تفدیده

 

گوارا بارش امید آوردم

 

بر این قفل گره خورده به لبهاتان

 

هزاران واژه آوردم

 

و آغوشی که راز خستگی را خوب می داند

 

برای نیمه شب ها و نگاه آسمانیتان

 

هزاران چشمک و ماهی به رنگ نور آوردم

 

و تقدیم شمایان یک بغل امید

 

و فردایی که نام دیگر دیروز و امروز است

 

سبد هایی پر از آرامش و احساس

 

و دستانی که می فهمد نوازش را

 

و چشمانی که خیسند از نگاهی گرم

 

و قلبی تا بفهمد معنی دلدادگی ها را

 

در این جا هیچ کس آیا خریدار بساط مهربانی است؟

 

هلا ای خاکیان آه ای عزیزانم

 

کنون من نور اوردم

 

و لبخندی که گم شد در خم پس کوچه های دور این ایام

 

کنون پیدا نمودم باز آوردم

 

تا که بنشانم دوباره کنج لب هاتان

 

در این جا هیچ کس آیا دلش تنگ محبت نیست؟

 

ببینم هیچ کس آیا

 

برای قسمت خوشبختی اش با دیگری راضی است؟

 

بساط مهر ورزیتان مهیا

 

من برای سردی تنهایی در جمعتان

 

صد شعله آوردم

 

به جای بخشش یک سکه

 

آری من کنون

 

آیین دل دادن براتان هدیه آوردم

 

هلا ای مردمان

 

در قلبتان جایی برای مهر ورزی هست؟

 

و گر قلبی بخواهد بشکند

 

 

آیا کسی خواهد شنید این جا؟

 

برای درک با هم بودن آیه

 

فرصتی دارید؟

 

میان بهره مندی با سعادت فرق بسیار است

 

شما را بهره مندان من سعادت هدیه آوردم

 

میان این تلاطم های کم حاصل

 

شما را فرصت دل دادن آیا هست؟

 

نگاه عاشقانه یادتان مانده؟

 

تبسم بر لبان خسته آیا اندکی باقیست؟

 

و چشمانی که نمناکند

 

از یک اتفاق ساده و زیبا؟

 

و راز و رمز دل دادن ستاندن مشتری دارد؟

 

عزیزانم چه شد دیگر

 

برای دیدن این دب اکبر جست و جویی نیست

 

کسی شب ها به روی بام ها

 

از خوشه پروین نمی چیند

 

مسیر کهکشان راه شیری را نمی داند

 

به شوق ماه زیبا نغمه ای را سر نخواهد داد

 

دلش تنگ صدای یا کریمی هم نخواهد شد

 

دگر یک قمری زیبا سراغ سرو و کاجی را نمی گیرد

 

چرا لالایی فواره ها رویاست

 

ثواب یک وضو در جان پاشویه نخواهد ریخت

 

صدای پای بارانی تن خشک درختی تر نخواهد کرد

 

کسی گندم به ایوانی نمی ریزد

 

دل همسایه ها را آش گرمی خوش نخواهد کرد

 

در این جا هیچ کس آیا

 

تپش های دل بی تاب می فهمد؟

 

به دشت زندگی هاتان

 

خبر از رویش پاک رضایت هست؟

 

امان از کشتن این لحظه ها

 

در حسرت دیروز و

 

فردایی که می دانی نمی آید

 

هلا ای آرزومندان

 

به جز این آرزوی آرزو کردن

 

ببینم هیچ آیا آرزوی دیگری دارید؟

 

هلا ای زندگان

 

اینک کمی هم زندگی باید

 

عزیزانم

 

شما را گوهری ارزنده خواهم داد

 

به جان لحظه ها سوگند

 

اندک فرصتی باقیست

 

که فردا جنس دیروز است

 

قسم بر رفته دیروز

 

کمی عاشق شوید امروز

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 11:24 توسط ستاره| |

 

 

چقدر شبیه خودت می شوی وقتی:

 

*بر سر برگ همه روزهای زندگی ات می نویسی: به نام خداوند بخشنده مهربان.

 

*به بی کرانگی لطف پروردگار ایمان داری.

 

خودت را از هیچ جز ء هستی جدا نمی دانی.*

 

*می دانی که اگر تو بخواهی پیروزی در هر کاری ممکن است.

 

همیشه به خودت افتحار می کنی.*

 

*رو ی آیینه ی اطاقت این نوشته را با خط درشت می چسبانی: امروز روز تولد من است! و هر وقت جلوی آیینه می روی آن را با صدای بلند می خوانی.

 

نویسنده ی کتاب زندگی خودت هستی.*

 

*در هیچ لحظه ای تفکر توانگرانه را فراموش نمی کنی.

 

*می دانی که باور در زندگی ات نقش موثری دارد. پس سعی می کنی به چیز های خوب باور داشته باشی.

 

*هر روز گامی در جهت افزایش اعتماد به نفست بر می داری.

 

*به این امر آگاه هستی که تنها کسی که می تواند تو را به عرش برساند خودت هستی.

 

*در برخورد با دیگران حتی کسانی که رفتار و بر خورد مناسبی ندارند سعی می کنی فقط به به وجود متعالی آنان توجه کنی.

 

*به هدفی که برای خودت در نظر گرفتی علاقه داری و هر روز ان را از زاویه های مختلف بررسی می کنی.

 

*ایمان داری که برای خدا و تو همه چیز ممکن است..! و تو!!!

 

 

نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 11:21 توسط ستاره| |

 

ترکیب شگفت طنز و حکمت:

 

*سکوت یعنی هیچ برای گفتن داشتن و گفتن آن.

 

*به شخصی بگو که تعداد ستارگان آسمان 300 میلیارد است. باورت می کند .ولی به او بگو که رنگ این صندلی تازه و خیس است تا خودش به آن دست نزند باور نمی کند.

 

*آسانترین راه برای سخت جلوه دادن یک کار ساده آن است که مدام به بعد واگذار شود.

 

*کسی که هنگام بروز نقص در یک کار می خندد حتما" کسی را یافته که تقصیر را به گردنش بیندازد.

 

*کسی که مدام می گوید: "محال است بشود" نباید مانع دیگرانی بشود که در حال انجان آن کار هستند.

 

آن که خر خر می کند زودتر از همه خوابش می برد.*

 

*گذشته همیشه بهتر از آن چه بوده به نظر می رسد فقط به این خاطر که دیگر اینجا نیست.

 

*مجموع هوش روی کره زمین مقداری است ثابت .این جمعیت است که زیاد می شود.

 

*برای هر مشکلی راه حلی است. تنها مشکل یافتن آن است.

 

*آن هایی صاحب حق هستند که شجاعت دفاع از آن را داشته باشند.

 

*خطا کردن امری است بشری ولی آن را به گردن دیگری انداختن درگر خیلی بشری است.

 

*از جمع دو متکلم وحده هرگز یک دیالوگ به وجود نمی آید.

 

 

نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 11:18 توسط ستاره| |

 

مرد واقعی کسی است که :

 

 

1-  قدر و منزلت خانم ها را بداند.

 

2- به خانم ها با دیده احترام بنگرد. ( با خانم ها به گونه ای رفتار کند که دوست

 

دارد مردان با خواهر و مادرش آنگونه رفتار کنند.)

 

3-    و بداند بد بودن رفتار هم برای مردها بد است هم برای خانم ها.

 

4-    به پیشرفت خانم ها در همه جوانب علاقمند باشد مانع پیشرفت خانم 

 

های فامیل نباشد.

 

5-    ارزس و مرتبه شغلی و اجتماعی را فقط از آن مردان نداند.

 

6-    از دید نا چاک نسبت به خانم ها پرهیز کند.

 

7-    از رفتاری که دوست ندارد همسرش انجام دهد خودش نیز اجتناب کند.

 

8-    در نبود همسرش از وقت سوء استفاده نکند.

 

9-    معذرت خواهی در صورت مقصر بودن نشانگر مرد ایده آل بودن است نه زن ذلیلی.

 

10-  معنای واقعی از زندگی را بداند.و از زیر حرفش نزند.مرد واقعی

 

فرشته قلب و منزلش را بخاطر زیبایی افکار و آرامش و نشاط بخشیدن

 

 او به خانه می خواند.

 

  

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 22:22 توسط ستاره| |

 

زن واقعی کسی است که :

 

1-     افکار خود را سبک و سنگین کرده سپس افکار گزیده خود را بر زبان آورد.

 

2-     از اظهار عقایدش ترسی نداشته باشد.

 

3-    در خانه و محل کار مدیری لایق یباشد.

 

4-    طوری برنامه ریزی کند که هم خودش از زندگی لذت ببرد و هم خانواده اش.

 

5-    سبک تفکرش بسته نباشد.( دارای منطق کور نباشد. )

 

6-    به زندگی اطرافیانش با حیات و نشاطش معنا دهد.

 

7-    استثمار خانم ها را قبول نداشته باشد.

 

8-    ارزش و آبروی خانم ها را بالا ببرد.

 

9-    دید وسیع به کلیه مسایل داشته باشد.

 

10-در چارچوب خانه خود را زندانی نکند.

 

11-با توجه به ظاهر افراد به باطنشان قضاوت نکند.

 

12-علاوه بر زیبایی ظاهر افکارش را نیز زیبا نماید.

 

13-      با افزایش  تحصیلات گذشته خود را و حقیقت را فراموش نکند.

 

14-      به تفریحات سالم  و آموزنده در زندگیش بپردازد و اطرافیانش را نیز به

 

 اینکار ترغیب نماید.

 

خانم ایده آل آنست که افکارش را بیان کند و مایه سربلندی خانواده و جامعه

 

اش باشد و به مردان زندگیش ( همسر و پسرش ) عشق راستین را آموزش

 

دهد.

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 22:21 توسط ستاره| |

 

فرشته بیکار:

 

مردی خواب عجیبی دید.او در عالم رویا دید که نزد فرشتگان رفته

 

و به کارهای آنها نگاه می کند.هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان

 

را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک

 

ها از زمین می رسند باز می کنند و آنها را داخل جعبه هایی

 

می گذارند.

 

مرد از فرشته ای پرسید: شما دارید چکار می کنید؟

 

فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد جواب داد: اینجا

 

بخش دریافت است.ما دعا ها و تقاضاهای مردم زمین را که توسط

 

 فرشتگان به ملکوت می رسد به خداوند تحویل می دهیم. مرد کمی 

 

جلوتر رفت .باز دسته بزرگ دیگری از فرشتگان را دید که کاغذهایی

 

 را داخل پاکت می گذارند و آنها را توسط پیک هایی به زمین

 

 می فرستند.

 

 

مرد پرسید: شما ها چکار می کید؟

 

یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است. ما الطاف

 

و رحمات خداوند را توسط فرشتگان به بندگان زمین می فرستیم.

 

مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته!!

 

مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما اینجا چکار می کنی و چرا بیکاری؟

 

فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است.مردمی که دعایشان

 

مستجاب شده باید جواب تصدیق دعا بفرستند ولی تنها عده بسیار

 

 کمی جواب می دهند.

 

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب تصدیق دعاهایشان

 

 را بفرستند؟!

 

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده است.فقط کافیست بگویند:

 

خدایا متشکریم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 22:20 توسط ستاره| |

 

  آهنگ نانسی عجرم برای دوست خوبم مهتاب :

نانسی عجرم

 ( برای دانلود بر روی لینک راست کلیک کرده و   save target as را انتخاب کنید. )

     نانسی  ( نظر یادتون نره )

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 19:1 توسط ستاره| |

 

آهنگهای جدید شیلا از آلبوم Tonight :

 

124kps   : To ro mikham

124kps       : Emshab شیلا

124kps : Yeh del daram

124kps   : Gole Maryam 

 

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 18:44 توسط ستاره| |

 

آهنگهای جدید ابی از آلبوم : حسرت پرواز

   124kps: sedam kardi 

vaghti to nisti : 124kps

  parvanehi dar mosht : 124kps

124kps :hanna khanoom

                     ebi

 

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 18:34 توسط ستاره| |


Design By : Night Skin